مثل کشیدن کبریت در باد
دیدنت دشوار است
من که به معجزه ی عشق ایمان دارم
می کشم
آخرین دانه ی کبریتم را در باد
هر چه بــــــادا بــــــــــاد!

اگر قرار بود توی دنیا جای چیزی باشم
دوست داشتم جای اشک رو گونه هات باشم
توی چشمات متولد بشم
رو پلکات جون بگیرم
تا
بدونی چقدر دوستت دارم
به نام تک نوازنده ی عــــــشــــــق
صدای تیک و تاک ساعتی که تمام هوش و حواسم
برای دیدن دست نوشته هایت را به خود جلب میکند...
مانند موسیقی بی کلام نی ، آوازه ی گوشم شده است...
هرروز دلتنگ تر از دیروز،
هرروز چشم انتظار تر از دیروز ...
هرروز و هرروز و هرروز تکراری تر از دیروز... سال ها،ماه ها،روز ها،شب ها،دقیقه ها و حتی ثانیه ها را برای دیدنت شمارش میکنم،انگشتانم هم دگر تاب ندارند استاد.. اما هیچ خبری نیست...هنوز به پایان نرسیده این روز های دشوار انتظار... امیددارم که طلوعی فرا رسد و
ظهور ماه درخشان هنر را در حال و هوای وب خود تماشا...
با عینک هم
خیال تورا تار می بینم...
گویی فصل موسیقی ظهور تو،
آغاز شده است...
هیچ دانی که در این خلوت بیرنگ سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم
میمیرم...
این پست تقدیم به استادی که برای اولین بار دارن با چشمای پاک و درخشنده قدم روی چشمای من میذارن وبه وبلاگم سر میزنن من هم ازشون بابت این دیدن تشکر می کنم و اینوهم بدونن که به اندازه ی دنیا وتک تک ستاره ها دوستشون دارم.
امیدوارم که ایشون طرفدار ویژه ی وبلاگم بشن و گاهی وقت ها به اینجا سر بزنن و منو از تنهایی در بیارن <<همه بگین الهی امین.>>
دوستان یه مطلب دیگه:اینکه اگه پروفایلمو خواستید برید روی عکس قسمت درباره وبلاگ کلیک کنید پروفایل واستون باز میشه.
"پست ثابت"